استخراج نفت در بالادست، که شامل اکتشاف و عملیات برای رساندن نفت خام به سطح زمین میشود، اغلب در نزدیکی جمعیتهای انسانی رخ میدهد. تقریباً 40،000 میدان نفتی در سراسر جهان وجود دارد و 6 میلیون نفر در این نزدیکی زندگی یا کار میکنند. استخراج نفت میتواند بر خاک، آب و هوای محلی تأثیر بگذارد که به نوبه خود میتواند بر سلامت جامعه تأثیر بگذارد. از آنجایی که منابع نفتی به طور فزایندهای در نزدیکی جمعیتهای انسانی استخراج میشوند، ما دامنه فعلی دانش علمی در مورد تأثیرات بالقوه سلامت جامعه را با هدف کمک به شناسایی شکافهای علمی و اطلاعرسانی در مورد بحثهای سیاستگذاری پیرامون عملیات حفاری نفت برجسته میکنیم.
در این بررسی، ما طیف گستردهای از تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی را که عملیات حفاری نفت میتواند بر سلامت انسان داشته باشد، با تأکید ویژه بر درک مجموعه مقالات علمی برای ارزیابی خطرات بالقوه زیستمحیطی و بهداشتی برای ساکنان ساکن در نزدیکی سایتهای فعال استخراج نفت در خشکی، ارزیابی میکنیم. از یک جستجوی اولیه در ادبیات که شامل 2236 مطالعه بود، 22 مطالعه انسانی، از جمله 5 مطالعه شغلی، 5 مطالعه حیوانی، 6 مطالعه تجربی و 31 مطالعه مواجهه مرتبط با حفاری نفت مرتبط با دامنه این بررسی را شناسایی کردیم.
شواهد موجود حاکی از اثرات بالقوه بهداشتی ناشی از قرار گرفتن در معرض استخراج نفت در بالادست، مانند سرطان، آسیب کبدی، نقص ایمنی و علائم عصبی است. اثرات نامطلوب بر کیفیت خاک، هوا و آب در مناطق حفاری نفت نیز شناسایی شده است. بهبود توصیف مواجههها از طریق مطالعات سلامت جامعه و مطالعه بیشتر ترکیبات شیمیایی مرتبط با استخراج نفت برای تعیین طیف کامل خطرات بهداشتی برای جوامع ساکن در نزدیکی استخراج نفت بسیار مهم خواهد بود.
زنجیره تولید توسعه نفت شامل مراحل متعددی است، از استخراج گرفته تا حمل و نقل، پالایش و احتراق. برای اهداف این بررسی، ما بر پیامدهای بهداشتی فرآیندهایی که در بالادست اتفاق میافتند، یعنی در محل سکو یا میدان تولید چاه، که تمرکز فعلی سیاستهای بهداشت عمومی و نگرانی جامعه است (مککنزی و همکاران، ۲۰۱۶)، تمرکز کردیم.
مطالعاتی با طرح آزمایشی، با اندازهگیری میزان مواجهه یا پیامدهای بهداشتی، در نظر گرفته شدند. علاوه بر این، ما مطالعات سمشناسی یا حیوانی را که مستقیماً اثرات بالقوه زیستمحیطی یا مرتبط با سلامت فعالیتهای حفاری نفت را ارزیابی میکردند یا مطالعاتی را که از مدلهای ارزیابی ریسک استفاده میکردند و پیامد مرتبط با سلامت را بر اساس دادههای مواجهه اندازهگیری شده تخمین میزدند، در نظر گرفتیم. مطالعات شغلی فقط در صورتی واجد شرایط بودند که کارگران ساحلی را پوشش میدادند و به یک خطر زیستمحیطی میپرداختند.
بررسی تأثیرات زیستمحیطی استخراج نفت

بررسی تأثیرات زیستمحیطی استخراج نفت
سرطان
شش مطالعه ارتباط بین سرطان و استخراج نفت را ارزیابی کردند که اکثر آنها در منطقه آمازون اکوادور مستقر بودند. سن سباستین و همکارانش با مقایسه میزان بروز سرطان در یک جامعه کوچک اکوادوری در حوضه آمازون که تحت تأثیر استخراج نفت قرار داشت با یک جمعیت مرجع، دریافتند که میزان بروز و مرگ و میر برای همه انواع سرطان بیش از حد است (سن سباستین و همکاران، ۲۰۰۱).
مطالعه بعدی روی ۴ شهرستان با حداقل ۲۰ سال استخراج نفت نیز خطر اضافی برای بروز سرطان، از جمله افزایش سرطان خون (سلولهای بنیادی خون) در دوران کودکی را نشان داد (هورتیگ و سن سباستین، ۲۰۰۲). همین نویسندگان همچنین خطر نسبی قابل توجهی بالاتر برای سرطان خون (RR 3.48، ۹۵٪ CI 1.25-9.67) را در بین کودکان اکوادوری کمتر از ۱۴ سال که در منطقه استخراج نفت زندگی میکردند، در مقایسه با کسانی که در این منطقه زندگی نمیکردند، شناسایی کردند (هورتیگ و سن سباستین، ۲۰۰۴).
در ایالات متحده، یک مطالعه مورد-شاهدی مبتنی بر رجیستری کلرادو نشان داد که کودکان (5 تا 24 ساله) مبتلا به لوسمی لنفوسیتی حاد، 4.3 برابر بیشتر از گروه کنترل (کودکان مبتلا به سرطانهای غیر خونی) در نزدیکی چاههای فعال استخراج نفت و گاز زندگی میکنند (McKenzie و همکاران، 2017). در این مطالعه، نویسندگان حتی پس از تعدیل سن، نژاد، جنسیت، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و ارتفاع، ارتباط مثبتی را نشان میدهند، اما بین چاههای استخراج نفت و گاز تمایزی قائل نشدند.
با این حال، سایر تجزیه و تحلیلها رابطه معناداری بین تولید نفت و مرگ و میر ناشی از سرطان مشاهده نکردند. در اکوادور، محققان با تکیه بر یک مجموعه داده ملی مرگ و میر، میزان مرگ و میر ناشی از سرطان در سطح شهرستان را بین مناطق تولیدکننده نفت و غیر تولیدکننده نفت قابل مقایسه یافتند (Kelsh و همکاران، 2009). تجزیه و تحلیل دیگری از مرگ و میر ناشی از سرطان در اکوادور، که بخشی از آن توسط شرکت Chevron تأمین مالی شده است، هیچ تفاوتی در میزان بین مناطق تولیدکننده نفت و سایر مناطق کشور حتی با در نظر گرفتن دادههای تولید نفت مشاهده نکرد (Moolgavkar و همکاران، 2014).
مطالعاتی که یافتههای پوچی در مورد سرطان و تولید نفت داشتند، بر مجموعه دادههای مرگ و میر به هر علتی متکی بودند و دادههای میزان بروز یا شیوع را بررسی نکردند. در همه موارد، تکیه بر مجموعه دادههایی با اطلاعات ناقص (مانند آدرس دقیق یا تاریخ تشخیص) و موارد از دست رفته ممکن است بر یافتههای مطالعه تأثیر بگذارد.
پیامدهای حاد و غیرسرطانی سلامت
مطالعات متعددی، افزایش اثرات حاد و مزمن غیرسرطانی بر سلامت را در جوامعی که در نزدیکی استخراج نفت زندگی میکنند، شناسایی کردهاند که معمولاً بر اساس یک طرح مقطعی انجام شده است. مطالعهای بر روی یک جامعه در نیومکزیکو در نزدیکی یک محل حفاری نفت و یک گودال زباله نفتی، شیوع بالای بیماریهای روماتیسمی، لوپوس، علائم عصبی و تنفسی و مشکلات قلبی عروقی را در مقایسه با جامعهای دورتر نشان داد.
مطالعات متعدد شواهدی از تغییر عملکرد ایمنی در جوامع نزدیک به استخراج نفت یافتهاند که ممکن است میزان بالاتر لوپوس، ناهنجاری کبدی و بیماریهای آلرژیک را توضیح دهد. بزرگسالانی که در فاصله ۵ کیلومتری یک میدان نفتی زندگی میکنند، در مقایسه با بزرگسالانی که در یک منطقه غیرصنعتی بدون سایتهای حفاری نفت زندگی میکنند، سطح قابل توجهی پایینتری از ۳ آنزیم کبدی – آلانین ترانس آمیناز، آسپارتات ترانس آمیناز و آلکالین فسفاتاز – در خون داشتند.
کودکان مدرسهای (۷ تا ۱۱ ساله) در منطقه نفتخیز قزاقستان، در مقایسه با کودکانی که در مناطق کشاورزی زندگی میکنند، افزایش قابل توجهی در حجم تیروئید خود مشاهده کردند و با فاصله گرفتن از میادین نفتی، ابتلا به بیماریهای آلرژیک کاهش یافت. همه مطالعات نشان میدهند که قرار گرفتن در معرض آلایندههای هوای مرتبط با نفت ممکن است بر عملکردهای ایمنی تأثیر منفی بگذارد و باعث تفاوتهای مشاهده شده در سلامت شود.
یک مطالعه مقایسهای با استفاده از یک پرسشنامه ساختاریافته در میان زنانی که در نزدیکی چاههای نفت در اکوادور زندگی میکنند، شیوع بیشتر قارچهای پوستی، سوزش بینی و سوزش گلو را نشان داد. یک مطالعه مبتنی بر پرسشنامه با طراحی مشابه در مناطق روستایی نیجریه، پس از تعدیل سن، جنس و وضعیت سیگار کشیدن، میزان قابل توجهی بالاتر از علائم عصبی، از جمله سردرد، سرگیجه، سوزش چشم و پوست و کمخونی را نشان داد.
هیچ تفاوتی بین جوامع از نظر علائم گوارشی، مالاریا یا معیارهای درد عمومی مشاهده نشد. با استفاده از سوابق بیمارستانی، موارد متعددی از آسم، برونشیت، عفونت چشم و پوست در ۹ جامعه روستایی نیجریه در نزدیکی میادین نفتی شناسایی شد، اگرچه تجزیه و تحلیل روشنی از ارتباط بین قرار گرفتن در معرض آلودگی و دادههای بیمارستانی وجود نداشت و این میزانها با جمعیتی که در معرض آلودگی قرار نگرفته بودند، مقایسه نشد. ۹۵.۲٪ از شرکتکنندگان گزارش دادند که به دلیل عملیات حفاری نفت، تخریب محیط زیست هوا، آب یا زمین را تجربه کردهاند و نشت نفت و آلودگی هوا ناشی از سوختن را به عنوان عوامل خطر مهم برای سلامت محیط زیست شناسایی کردند.
آلودگی آب به عنوان یکی دیگر از مکانیسمهای احتمالی برای مشاهده خطرات سلامتی شناسایی شده است. زنانی که برای نیازهای خانگی به آبهای سطحی متکی هستند و مردانی که در پاکسازی نشت نفت کار میکنند، بالاترین سطح جیوه ادرار را در مناطق استخراج نفت اکوادور و پرو ثبت کردند. با این حال، به طور کلی، سطح جیوه ادرار در این جمعیت با سطوح پایه جهانی مطابقت داشت، در حالی که ۷٪ از شرکتکنندگان از سطوح پایه سازمان بهداشت جهانی فراتر رفت.
تنها یک مطالعه یافت شد که پیامدهای تولد را در رابطه با استخراج نفت بررسی میکرد. پس از تعدیل عوامل اجتماعی-اقتصادی، زنان در سنین باروری از جوامع در معرض خطر، تعداد بیشتری سقط جنین خود به خودی را گزارش کردند (OR: ۲.۴۷، ۹۵٪ CI ۱.۶۱-۳.۷۹)؛ با این حال، هیچ تفاوت معنیداری در مردهزایی مشاهده نشد. این بررسی هیچ مطالعهای را که پیامدهای تولد، مانند وزن هنگام تولد، زایمان زودرس یا نقص مادرزادی را ارزیابی کند، شناسایی نکرد.

بررسی تأثیرات زیستمحیطی استخراج نفت
در مجموع پنج مطالعه، پیامدهای سلامت ناشی از مواجهه شغلی مرتبط با کار در صنعت حفاری نفت در خشکی را بررسی کردند. دو مطالعه خطر سرطان را بررسی کردند، در حالی که مطالعات دیگر خونریزی دستگاه تنفسی فوقانی، بیماریهای مرتبط با سیلیس و اختلالات عصبی-رفتاری را بررسی کردند.
گروه دیدهبان سلامت استرالیا، متشکل از کارگران صنعت نفت (شامل استخراج و پالایش)، برای ردیابی میزان بروز سرطان و مرگ و میر ناشی از مواجهه شغلی با مواد شیمیایی مرتبط با نفت با استفاده از یک ثبت ملی سرطان طراحی شد. در میان این گروه، نسبت مرگ و میر استاندارد پایین (SMR 0.84) مشاهده شد که نشاندهنده وجود “اثر کارگر سالم”، مرگ و میر کمتر ناشی از سرطان و بقای طولانیتر در بین این گروه است (Gun 2004).
نتایج سرطان از یک پیگیری ۱۵ ساله، افزایش غیرمعنیداری در میزان بروز همه سرطانها را نشان داد (SIR 1.04، ۹۵٪ CI 0.97-1.11). ملانوما با افزایش قابل توجهی در میزان بروز مواجه شد (SIR 1.54، 95% CI 1.30-1.81)، در حالی که سایر انواع سرطانها – مثانه، پروستات و خون – تنها به صورت حاشیهای قابل توجه بودند. در میان نتایج گزارش شده برای انواع مشاغل استخراج نفت در خشکی، هیچ افزایش قابل توجهی در میزان بروز سرطان مشاهده نشد.
پاز-ی-مینو و همکاران (2008) در اکوادور دریافتند که نمونههای خون کارگران نفت، آسیب DNA و خطر سرطان بیشتری را در مقایسه با جمعیت کنترل شهری نشان میدهد. شرکتکنندگانی که در معرض هیدروکربنها قرار داشتند، همچنین بیشتر احتمال داشت که علائم حادی مانند خستگی، سردرد، حالت تهوع و اسهال را گزارش کنند. این کار نشان میدهد که جمعیتهایی که در معرض هیدروکربنها قرار دارند، بیشتر مستعد ابتلا به آسیب DNA هستند. با این حال، این مطالعه فاقد ارزیابی دقیقی از میزان مواجهه در بین شرکتکنندگان در مطالعه بود.
یک مطالعه مشاهدهای، پرسشنامههای سلامت را برای کارمندانی که در یک کلینیک میدان نفتی با علائمی مرتبط با مواجهه کم با گاز سولفید هیدروژن (H2S) مراجعه میکردند، اجرا کرد. پایش مستقل نشان داد که سطح گاز H2S بین 4 تا 50 ppm متغیر است و علائم رایج گزارش شده توسط کارگران نفت شامل خونریزی بینی، حلق، لثه، دهان و زبان در دورههای غلظت بالای H2S در محلهای حفاری است (موسی 2015).
همچنین از پرسشنامههایی برای حذف علائمی که با قرار گرفتن در معرض گاز H2S مرتبط نیستند (مثلاً مربوط به آنفولانزا یا رینیت) استفاده شد. با این حال، میزان دقیق قرار گرفتن در معرض هر بیمار ارزیابی نشد و محل دقیق قرارگیری مانیتورها نیز به تفصیل شرح داده نشد. اختلال عصبی رفتاری طولانی مدت نیز در بین کارگرانی که بالاترین سطح H2S (تا 50 ppm) را تجربه میکردند، شناسایی شد (موسی 2015).
علاوه بر این، یک گزارش موردی شرح داد که یک آزمایشگر روغن 24 ساله با قرار گرفتن حاد در معرض سطح تخمینی 14000 ppm از H2S، 49 ماه پس از قرار گرفتن در معرض اولیه، کاهش در “عملکرد شناختی، حافظه، ادراک بصری و هماهنگی، هوش و عملکردهای نوروفیزیولوژیک” را نشان داد (کیلبرن و وارشاو 1995). سیلیس کریستالی قابل استنشاق یک خطر شغلی برای برخی از کارگران میدان نفتی بود که میتواند باعث سیلیکوزیس، سرطان ریه، اختلالات خودایمنی و بیماری کلیوی شود (Castranova 2000).
سیلیس کریستالی یا “ماسه شکسته” به همراه آب و مواد شیمیایی به چاههای شکسته هیدرولیکی تزریق میشود تا ترکها و شکافهای زیرزمینی را باز کند و امکان بازگشت نفت را افزایش دهد. میلیونها پوند ماسه ممکن است برای یک چاه استفاده شود، و یک مطالعه نشان میدهد که از هر 11 سایت در ایالات متحده، 5 سایت از روشهای شکست هیدرولیکی با مخلوطی از ماسه و آب استفاده میکنند و برخی از کارگران را در معرض سطوح سیلیس قابل استنشاق 10 برابر بیشتر از آنچه توسط اداره ایمنی و بهداشت شغلی ایالات متحده ایمن تلقی میشود، قرار میدهند. با این حال، سطوح مواجهه فردی ارزیابی نشد.

بررسی تأثیرات زیستمحیطی استخراج نفت
دو مقاله، نگرشها و باورهای جوامع روستایی نسبت به فعالیتهای حفاری و استخراج نفت را با استفاده از مصاحبهها و پرسشنامههایی که برای زمینهسازی تجربیات و نگرانیهای ساکنان محلی طراحی شده بودند، ارزیابی کردند. در میان جوامع ساحلی روستایی ترینیداد، روستاییانی که در نزدیکی مناطق استخراج نفت زندگی میکردند، قویترین باور را ابراز کردند که حفاری نفت با ایجاد مشکلات بهداشتی و آسیب رساندن به اکوسیستم تالاب، به جوامع اطراف آسیب میرساند.
در نیجریه، ساکنان از تأثیرات نامطلوب اکتشاف نفت بر معیشت اجتماعی-اقتصادی و سلامت خبر دادند. ساکنان معتقد بودند که حفاری نفت با کاهش بهرهوری زمینهای کشاورزی، کاهش جمعیت ماهیها به دلیل نشت نفت، تأثیرات نامطلوب بر کیفیت آب آشامیدنی و کاهش حیوانات برای شکار به دلیل سر و صدا همراه است.
سلامت و قرار گرفتن حیوانات، از جمله حیات وحش، حیوانات خانگی یا دام، میتواند به عنوان نگهبانانی برای درک تأثیرات تجمعی بالقوه قرار گرفتن در معرض سلامت انسان عمل کند. پایش زیستی حیوانات همچنین میتواند اطلاعاتی در مورد سموم خاص در مناطق در معرض خطر ارائه دهد. معمولاً حیوانات به طور مداوم در معرض هوای محیط، خاک و آبهای سطحی قرار دارند، طول عمر کوتاهتری دارند و در مقایسه با انسانها چرخههای تولید مثلی مکررتری دارند.