در سال ۲۰۲۶، شرکتهای نفت و گاز با سیاستهای متغیر، افزایش هزینهها و فرصتهای جدید در LNG و تحول دیجیتال روبرو خواهند شد که برای حفظ رشد، نیازمند چابکی و نظم و انضباط هستند.
در سال ۲۰۲۵، چشمانداز اقتصاد کلان، ژئوپلیتیک و انرژی ایالات متحده به گونهای تغییر کرد که کمتر کسی میتوانست پیشبینی کند. با این حال، علیرغم این تغییرات، شرکتهای نفت و گاز (O&G) انعطافپذیری قابل توجهی از خود نشان دادند، اگرچه به قیمت رشد کندتر تولید و حاشیه سود کمتر. اصول کلیدی مطرح شده در چشمانداز سال گذشته – تخصیص منظم سرمایه، محوریت مشتری و عملیات اصلی، و پذیرش فناوری استراتژیک – در بحبوحه عدم قطعیتها، به عنوان تکیهگاههای ثابتی عمل کردند.
در سال ۲۰۲۶، این تابآوری احتمالاً همچنان مورد آزمایش قرار خواهد گرفت، زیرا انتظار میرود تغییرات در سیاستهای انرژی و تجاری ایالات متحده، تغییرات قابل توجهی را در این بخش ایجاد کند. در این زمینه، شرکتها میتوانند شکلدهی استراتژیهای خود را حول پنج روند کلیدی در نظر بگیرند.
اولویتهای رشد : ایجاد تعادل بین فرصتهای سیاستمحور و چالشهای صنعت با مدیریت سرمایه منظم
فشارهای هزینه : مدیریت افزایش هزینههای بالقوه مرتبط با تعرفه با تقویت زنجیرههای تأمین
توسعه LNG ایالات متحده : موقعیتیابی برای رشد در بحبوحه خطرات ساختاری در بازارهای جهانی
تحول دیجیتال : توسعه پلتفرمهای دیجیتال برای پیشبرد تعالی عملیاتی و بهرهوری
بازسازی پاییندستی : تقویت تابآوری از طریق بهینهسازی خوراک و انرژیهای تجدیدپذیر دارای مزیت
چشمانداز صنعت نفت و گاز ۲۰۲۶

چشمانداز صنعت نفت و گاز ۲۰۲۶
اولویتهای رشد
ایجاد تعادل بین فرصتهای سیاستمحور و چالشهای صنعت با مدیریت سرمایه منظم
در سال ۲۰۲۵ چندین اقدام اداری و قانونی برای حمایت از رشد بخش نفت و گاز ایالات متحده اعلام شده است. اقدامات اجرایی، دسترسی به زمینهای فدرال را گسترش داده و مقررات را تسهیل کرده است، در حالی که اقدامات قانونی نیز از طریق کاهش حق امتیاز و استهلاک پاداش، حمایت مالی ارائه میدهند
اقدامات اداری حمایتی و اقدامات قانونی میتواند شرکتهای نفت و گاز را به بازنگری در برنامههای رشد محافظهکارانه و دنبال کردن سرمایهگذاریهای جدید ترغیب کند. با این حال، با چالشهای مداوم مانند قیمت پایین نفت، فشارهای زنجیره تأمین و محیط ضعیف کلان، تصمیمگیری همچنان پیچیده و نیازمند بررسی دقیق خواهد بود.
در سال 2026، واکنش صنعت ممکن است از اهداف سیاستگذاری عقب بماند، زیرا بسیاری از شرکتها انضباط سرمایه را حفظ میکنند یا در بحبوحه عدم قطعیت، تجدید ساختار داخلی را آغاز میکنند، در حالی که برخی دیگر از فرصتهای رشد جدید استفاده میکنند.
رشد متوسط پیش رو: شرکتهای گاز طبیعی و گاز طبیعی مایع (LNG) ایالات متحده احتمالاً هزینههای سرمایهای خود را افزایش داده و سطح زیر کشت شیل خود را گسترش خواهند داد که ناشی از افزایش تقاضای مراکز داده و سیاستهای حمایتی صادرات LNG است. اما شرکتهای نفتی ایالات متحده میتوانند محتاط باقی بمانند و قبل از افزایش سرمایهگذاریها، منتظر تغییر ساختاری در مبانی عرضه و تقاضای جهانی باشند. شرکتهایی که عملیات بازیابی نفت پیشرفته و زیرساختهای خط لوله دی اکسید کربن را ایجاد کردهاند، میتوانند از افزایش اعتبار مالیات کربن 45Q بهرهمند شوند. در همین حال، تحلیل دیلویت پیشبینی میکند که تنها ۱۵ تا ۲۵ درصد از شرکتهای نفت و گاز ایالات متحده که در فهرست بورس قرار دارند، در سال ۲۰۲۶ به رشد درآمد بالای ۵ درصد دست خواهند یافت.
تجدید ساختار داخلی شتابیافته: نزدیک به ۷۰ درصد از شرکتهای نفت و گاز ایالات متحده که مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند، در مواجهه با فشارهای قیمت و هزینه، قصد دارند سبد سهام خود را بازسازی کنند، هزینهها را بهینه کنند و داراییهای غیر اصلی خود را واگذار کنند. تغییرات سیاست میتواند خریداران و فروشندگان را تشویق کند و ادغامها و اکتسابهای سطح دارایی را که در حال حاضر ۴۵ درصد از ارزش معاملات را در سال ۲۰۲۵ تشکیل میدهند، احیا کند. این امر میتواند برخی از شرکتها را به خروج از پروژههای کمکربن در مراحل اولیه یا سرمایهگذاریهایی که با آستانههای بازگشت کوتاهمدت و اولویتهای استقرار سرمایه آنها همسو نیستند، ترغیب کند.
افزایش پاسخگویی مالی: بین سالهای 2022 و نیمه اول 2025، تقریباً 45 درصد از جریانهای نقدی شرکتهای نفت و گاز ایالات متحده به سود سهام و بازخرید سهام اختصاص یافته است که تأکیدی بر تمرکز مداوم بر بازده سهامداران است. شرکتهای متوسط تا بزرگ میتوانند از انضباط سرمایه و انعطافپذیری ترازنامه برای مدیریت نوسانات قیمت نفت، تغییرات اقتصاد کلان و تغییرات سیاست استفاده کنند. برخی از شرکتها ممکن است استراتژیهای مالی مانند هزینه کامل هزینههای سرمایهای یا کاهش ارزش سهام در سرمایهگذاریهای وابسته به یارانه را برای به حداکثر رساندن کسورات و تعویق مالیات اتخاذ کنند.
فشارهای هزینه
مدیریت افزایش هزینههای احتمالی مرتبط با تعرفهها با تقویت زنجیرههای تأمین
از اکتبر ۲۰۲۵، دولت ایالات متحده تعرفههای ۱۰ تا ۲۵ درصدی را بر مواد خام غیرمطابق با توافقنامه ایالات متحده-مکزیک-کانادا (USMCA) اعمال کرده بود، عوارض فولاد و آلومینیوم بخش ۲۳۲ را به ۵۰ درصد افزایش داده و آنها را به کالاهای مشتقشده مانند کمپرسورها و پمپها نیز تعمیم داده بود. در حالی که بیشتر واردات نفت خام از کانادا و مکزیک همچنان مطابق با توافقنامه USMCA است، این اقدامات تعرفهای میتواند ساختار هزینه صنعت نفت و گاز را تغییر شکل دهد و عدم قطعیت را در تأمین مواد اولیه افزایش دهد.
صنعت نفت و گاز عمیقاً با زنجیرههای تأمین جهانی در هم آمیخته است و معمولاً به تجهیزات بینالمللی مانند دکلهای حفاری، شیرآلات، کمپرسورها و فولادهای تخصصی به ارزش تقریبی ۱۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ متکی است. تعرفههای اعلامشده ایالات متحده بر این اجزا و مواد اولیه کلیدی، از جمله فولاد، آلومینیوم و مس، میتواند هزینههای مواد و خدمات را در سراسر زنجیره ارزش ۴ تا ۴۰ درصد افزایش دهد و بهطور بالقوه حاشیه سود صنعت را کاهش دهد.
اگرچه ممکن است در نهایت برخی از تعرفهها کاهش یابند یا معافیتهایی اعطا شود، اما تأثیرات آنها میتواند از طریق افزایش هزینههای عملیاتی، اختلال در زنجیره تأمین و تضعیف شتاب سرمایهگذاری آشکار شود.
این فشارهای بالقوه هزینه میتواند به چندین طریق در صنعت نفت و گاز منعکس شود.
به تعویق انداختن سرمایهگذاریها به دلیل محدودیت انتقال هزینه: تورم ناشی از تعرفه و عدم قطعیت تأمین مالی میتواند تصمیمات نهایی سرمایهگذاری (FID) را متوقف کند و پروژههای جدید فراساحلی به ارزش بیش از 50 میلیارد دلار آمریکا را به سال 2026 یا بعد از آن موکول کند. از آنجایی که کالاهای نفت و گاز بر اساس هزینه به علاوه هزینه قیمتگذاری نمیشوند، اپراتورها میتوانند برای بازیابی هزینههای بالاتر تلاش کنند و فعالیت سرمایهگذاری خود را کاهش دهند.
تضمین زنجیرههای تأمین از طریق تدارکات استراتژیک: اختلالات مداوم میتواند شرکتها را به اولویتبندی تابآوری زنجیره تأمین نسبت به تأمین منابع با کمترین هزینه سوق دهد. این میتواند شامل تغییر به تأمینکنندگان داخلی یا بدون تعرفه، گسترش ساخت مدولار و محلی کالاهای لولهای و قطعات زیر دریایی مناطق نفتی و استفاده از مناطق تجاری خارجی یا طبقهبندی مجدد تعرفهها برای مدیریت عوارض باشد. این تغییر با توجه به وابستگی ایالات متحده به واردات، قابل توجه است، به طوری که نزدیک به ۴۰ درصد از تقاضای کالاهای لولهای نفتی در سال ۲۰۲۴ از طریق منابع خارجی تأمین میشود.
بازسازی قراردادها برای تقسیم هزینهها: افزایش هزینههای ورودی میتواند در زنجیره ارزش به دلیل تعدیل قیمتها توسط شرکتهای مهندسی، تدارکات و ساخت و ساز و تأمینکنندگان، به صورت آبشاری افزایش یابد. اپراتورهای نفت و گاز میتوانند با بازطراحی قراردادها با بندهای تشدید، تغییر در قانون و فورس ماژور، به این امر واکنش نشان دهند تا ریسکها را به اشتراک گذاشته و میزان مواجهه با نوسانات را کاهش دهند. مدلهای تدارکات میتوانند از مبلغ ثابت یکجا به چارچوبهای انعطافپذیر تغییر کنند. در همین حال، هوش مصنوعی و دوقلوهای دیجیتال در حال مدرنسازی مدیریت چرخه عمر قرارداد، افزایش قراردادهای دیجیتال، پیشبینی و چابکی در مدیریت ریسکهای هزینه و عملکرد هستند.
افزایش تولید LNG ایالات متحده
موقعیتیابی برای رشد در بحبوحه خطرات ساختاری در بازارهای جهانی
دولت توقف خود در مورد تأیید صادرات LNG تحت توافقنامه تجارت آزاد را لغو کرده و درخواستهای مجوز را با سرعت بیشتری پیگیری میکند و بررسیهای کامل زیستمحیطی را از دو سال به حدود ۲۸ روز کاهش میدهد. وزارت انرژی اکنون درخواستهای تمدید پروژه را مورد به مورد بررسی میکند، در حالی که کمیسیون تنظیم مقررات انرژی فدرال از برخی محدودیتهای تجدیدنظر و هزینه برای سرعت بخشیدن به توسعه زیرساختها صرف نظر کرده است.
LNG که از نظر تاریخی به عنوان یک سوخت در حال گذار دیده میشود، اکنون اهمیت استراتژیکی در تأمین تقاضای رو به افزایش انرژی ایالات متحده از مراکز داده و پروژههای صنعتی دارد. پیشبینی میشود تقاضای جهانی LNG تا سال ۲۰۴۰، ۶۰ درصد رشد کند. اگرچه LNG توسط شرکتهای خصوصی قرارداد بسته میشود، اما به طور فزایندهای در حال شکلدهی به سیاست انرژی و مذاکرات تجاری ایالات متحده است.
صادرات LNG ایالات متحده میتواند در سال ۲۰۲۵، ۲۵ درصد و در سال ۲۰۲۶، ۷ درصد افزایش یابد، به طوری که حجم آن میتواند تا سال ۲۰۳۰ دو برابر و در اوایل دهه ۲۰۳۰ تقریباً سه برابر شود، اگر همه پروژههای تأیید شده ادامه یابند.
با این حال، چندین عامل ساختاری و ژئوپلیتیکی میتوانند مسیر رشد متفاوتی را در سال 2026 در مقایسه با سالهای قبل شکل دهند.
فاصله احتمالی بین سیاست و اثر: علیرغم حمایت سیاستی، پروژههای LNG میتوانند به دلیل افزایش هزینههای ساخت (افزایش 4.6 درصدی نسبت به سال قبل) و عرضه بیش از حد احتمالی به دلیل راهاندازی ظرفیتهای جدید از قطر، استرالیا و کانادا به تأخیر بیفتند. اگرچه LNG ایالات متحده انعطافپذیری هزینه و مقصد را حفظ میکند، اما عدم قطعیت تجاری و چشمانداز ضعیف کلان میتواند روند قراردادها و سرمایهگذاریهای مستقیم خارجی را کند کند، به طوری که فاصله چهار تا پنج ساله بین سرمایهگذاری مستقیم خارجی و تکمیل، زمانبندی توسعه را بیشتر طولانی میکند.
کاهش رقابتپذیری قیمت یا آربیتراژ: قیمتهای پایین مداوم نفت میتواند تولید گاز همراه را که 37 درصد از گاز طبیعی ایالات متحده را تأمین میکند، محدود کند، در حالی که افزایش تقاضا از مراکز داده، صادرات LNG و تولید برق با سوخت گاز میتواند قیمت گاز طبیعی داخلی را افزایش دهد، زیرا تولیدکنندگان به منابع پرهزینهتر روی میآورند. برآوردها نشان میدهد که هر ۱ میلیارد فوت مکعب در روز افزایش صادرات LNG بالاتر از سطح FID میتواند قیمت گاز طبیعی ایالات متحده را حدود ۲.۵ درصد افزایش دهد و در صورت تضعیف احتمالی قیمتهای جهانی LNG در سال ۲۰۲۶، سود خالص صادرکنندگان آمریکایی را کاهش دهد.
متعادل کردن انعطافپذیری قراردادی: قراردادهای LNG مبتنی بر معاملات لحظهای از کمتر از ۱۰ درصد در اوایل دهه ۲۰۰۰ به بیش از ۳۰ درصد تا سال ۲۰۲۴ افزایش یافت، که ناشی از بازاریابی مجدد بازیگران پرتفوی برای حجمهای بلندمدت، به ویژه در ایالات متحده بود که ۳۵ درصد از تجارت لحظهای و کوتاهمدت جهانی را تشکیل میداد.۲۰ با این حال، رشد تجارت لحظهای میتواند ثابت بماند زیرا عرضه جدید به طور فزایندهای به قراردادهای بلندمدت گره خورده است. افزایش عرضه میتواند قیمتهای LNG را کاهش دهد، خریداران حساس به قیمت را در آسیا جذب کند و علاقه به تضمین معاملات بلندمدت مطلوب را تجدید کند.
تحول دیجیتال
توسعه پلتفرمهای دیجیتال برای پیشبرد تعالی و کارایی عملیاتی
نسل جدیدی از فناوریهای پیشرفته، از جمله هوش مصنوعی مولد، هوش مصنوعی عاملگرا و تجزیه و تحلیلهای بلادرنگ، در حال تغییر عملیات سازمانی، از دفاتر شرکتها به عملیات خط مقدم هستند.۲۱ در سال ۲۰۲۶، برخی از این فناوریها میتوانند از طرحهای آزمایشی به استقرار در سطح سازمانی برای ایجاد قابلیتهای عملیاتمحور منتقل شوند. تمرکز دولت ایالات متحده بر نوآوری هوش مصنوعی از طریق سیاستها و سرمایهگذاریهای حمایتی میتواند پذیرش در مقیاس بزرگ و تحول دیجیتال را بیشتر تسریع کند.
افزایش بهرهوری شیل در حال کاهش است زیرا احتمالاً بیشتر پیشرفتها در فناوریهای هیدرولیک محقق شدهاند. تولید نفت چاه جدید به ازای هر دکل بین ژوئن ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۵ کمتر از ۲ درصد افزایش یافته است.۲۲ در همین حال، افزایش ۲ تا ۵ درصدی هزینهها به دلیل تعرفههای واردات بر مواد کلیدی میتواند حاشیه سود بخش را کاهش دهد.۲۳ با کاهش رشد و فرسودگی داراییها، عملیاتهای دیجیتالی به مرز بعدی رقابتپذیری تبدیل میشوند.
هوش مصنوعی و هوش مصنوعی نسل جدید در حال حاضر کمتر از 20 درصد از کل هزینههای فناوری اطلاعات شرکتهای نفت و گاز ایالات متحده را تشکیل میدهند، اما پیشبینی میشود تا سال 2029 به بیش از 50 درصد برسد.
این رشد، نقش محوری آنها را در پیشبرد موارد زیر برجسته میکند:
بهینهسازی فرآیند: حدود نیمی از کل هزینههای هوش مصنوعی و هوش مصنوعی مولد توسط شرکتهای نفت و گاز ایالات متحده اکنون بهینهسازی فرآیند را هدف قرار میدهد. تجزیه و تحلیلهای مبتنی بر هوش مصنوعی، پارامترهای حفاری و نرخ تولید را در زمان واقعی تنظیم میکنند و عملکرد و تصمیمگیری را بهبود میبخشند. به عنوان مثال، الگوریتمهای پیشبینی در فرآیندها از بیش از ۱۴۰ ساعت خرابی جلوگیری کرده و ۱.۶٪ زمان آماده به کار را حفظ کردهاند و صرفهجویی قابل اندازهگیری در هزینههای عملیاتی را برای یک شرکت نفت و گاز به ارمغان آوردهاند.
عملیات یکپارچه: تولیدکنندگان شیل ایالات متحده در حال ادغام زیرساختها از سر چاه تا اسکله هستند، زیرا محدودیتهای برداشت، نیاز به قیمتگذاری گرهای و قابلیت اطمینان عملیاتی را افزایش میدهد. مراکز کنترل متمرکز با استفاده از سیستمهای کنترل نظارتی و جمعآوری دادهها – تجزیه و تحلیلهای بلادرنگ مرتبط و خدمات میدانی مبتنی بر هوش مصنوعی – زمان آماده به کار را افزایش میدهند، در حالی که عملیات خودکار فناوری اطلاعات، سیستمهای مقیاسپذیر و انعطافپذیر را فعال میکنند. این امر با توجه به اینکه انتظار میرود صادرات LNG تا سال ۲۰۳۰ دو برابر شود و اختلالات قیمت منطقهای، تقاضا برای مدیریت زیرساختهای پاسخگو را تشدید میکند، اهمیت مییابد.
عملکرد دارایی: خطوط لوله، سکوها و پالایشگاههای قدیمی، خطرات خرابی را افزایش میدهند، زیرا حتی قطعیهای کوتاه مدت میتوانند حاشیه سود را از بین ببرند و عرضه محصول را در بازارهایی که از قبل با کمبود مواجه بودهاند، مختل کنند. کاهش چنین چالشهایی میتواند مستلزم تغییر به سمت نگهداری تجویزی و خود ترمیم شونده باشد، در عین حال از رباتیک، پهپادها و حسگرهای «بدون تماس» برای بازرسیهای خودکار نیز بهره ببرد. برخی از استفادهکنندگان اولیه از این سیستمها، تا ۴۰٪ کاهش خرابی تجهیزات و صرفهجویی سالانه ۱۰ میلیون دلار آمریکا را گزارش کردهاند.
ارتباط کارگران: با توجه به اینکه ۶۶٪ از نیروی کار نفت و گاز در نقشهای مکانیکی فشرده مشغول به کار هستند، ارتقای مهارت از طریق پلتفرمهای تعامل مبتنی بر هوش مصنوعی و آموزشهای تکمیلی میتواند باعث تسریع در ورود به کار و حفظ دانش شود. در همین حال، اتصال ماهوارهای اکنون دسترسی به اینترنت پرسرعت و بلادرنگ را در مکانهای دورافتاده مانند سکوهای دریایی آبهای عمیق امکانپذیر میکند.
مدیریت محیط زیست: قانون نهایی موقت آژانس حفاظت از محیط زیست در ژوئیه ۲۰۲۵، استانداردهای متان را سختتر نمیکند، اما اجرای الزامات تشخیص نشت، دستگاه کنترل و برنامه سوپر امیتر را تا سال ۲۰۲۷ به تأخیر میاندازد. با وجود این تأخیر، نیاز به خودکارسازی تشخیص نشت و گزارشدهی، نیاز به سرمایهگذاری در شبکههای حسگر، پهپادها و تجزیه و تحلیل بلادرنگ دارد.
بازسازی صنایع پاییندستی
تقویت تابآوری از طریق بهینهسازی خوراک و انرژیهای تجدیدپذیر دارای مزیت
اقدامات سیاستی، مانند پیشنهاد تعدیل استانداردهای میانگین بهرهوری سوخت شرکتی برای وسایل نقلیه سبک و کاهش مشوقهای خودروهای برقی، میتواند از تقاضای نفت حمایت کرده و هزینههای نظارتی را کاهش دهد. در همین حال، استانداردهای پیشنهادی بالاتر برای ترکیب سوختهای تجدیدپذیر و اعتبار تولید سوخت پاک 45Z از رشد دیزل تجدیدپذیر (RD) و سوخت پایدار هوانوردی (SAF) پشتیبانی میکند.
بخش پاییندستی با چالشهای سودآوری مواجه شده است، به طوری که حاشیه سود پالایش سواحل خلیج ایالات متحده بیش از 50 درصد کاهش یافته و قیمت شماره شناسایی تجدیدپذیر D4 (RIN) بین آگوست 2022 و آگوست 2025، 38 درصد کاهش یافته است. با این حال، حمایت سیاستی و بهبود اولیه، از جمله تثبیت شکاف قیمت نفت خام سواحل خلیج ایالات متحده بین 12 تا 18 دلار آمریکا در هر بشکه، افزایش 58 درصدی قیمت RIN D4 از ابتدای سال تاکنون و کاهش 90 درصدی واردات RD نسبت به سال گذشته، چشمانداز سرمایهگذاری برای سوختهای تجدیدپذیر را تقویت میکند.
افزایش سودآوری، سوالاتی را در مورد پایداری ساختاری پویاییهای بازار در حال تغییر مطرح میکند، در حالی که سیاستهای در حال تحول، فرصتهایی را برای افزایش تابآوری ایجاد میکنند.
بهینهسازی تامین خوراک: اگرچه اکثر واردات نفت خام از کانادا و مکزیک مطابق با USMCA است، اما تعرفههای واردات غیرمطابق با USMCA، تا 10٪ برای نفت خام کانادا و 25٪ برای نفت خام مکزیک، میتواند اختلاف قیمت WTI-WCS را افزایش دهد، هزینههای پالایشگاههای ایالات متحده را افزایش دهد و عدم قطعیت خوراک پالایشگاه را افزایش دهد. در همین حال، الزامات تعهد به حجم تجدیدپذیر بالقوه بالاتر و کاهش پیشنهادی مقادیر RIN برای خوراک وارداتی میتواند زنجیرههای تامین را تحت فشار قرار دهد و پالایشگاهها را وادار به تنوعبخشی به خوراکها، افزایش کارایی تجارت و گسترش ذخیرهسازی ساحل خلیج فارس برای به دست آوردن فرصتهای آربیتراژ کند.
منطقیسازی ظرفیت پالایشگاه: انتظار میرود پالایشگاههای ایالات متحده پس از تعطیلی 400 هزار بشکه در روز و تبدیل 120 هزار بشکه در روز به انرژیهای تجدیدپذیر در سال 2025، به ویژه در کالیفرنیا، به منطقیسازی ظرفیت ادامه دهند. این امر میتواند کل ظرفیت پالایش ایالات متحده را حدود ۳٪ کاهش دهد و تمرکز بیشتری بر بهرهوری ایجاد کند، به طوری که انتظار میرود میزان بهرهبرداری در محدوده اواسط ۸۰٪ باقی بماند. چنین تأکیدی بر بهرهوری عملیاتی، بهینهسازی محصول و نگهداری هدفمند میتواند بسیار مهم باشد زیرا تا سال ۲۰۳۰، ۲.۶ میلیون بشکه در روز به ظرفیت جهانی جدید اضافه میشود که رقابت را تشدید کرده و حاشیه سود را تحت فشار قرار میدهد.
گسترش RD و SAF: RD آماده است تا تحت الزامات استاندارد سوختهای تجدیدپذیر و اعتبارات ۴۵Z رشد کند، و پیشبینی میشود که تولید ایالات متحده تا سال ۲۰۲۶ از طریق گسترش فرآوری مشترک در پالایشگاههای موجود به نزدیک ۲۵۰ هزار بشکه در روز برسد. با این حال، تعهدات بالاتر در مورد حجم تجدیدپذیرها و الزامات سختگیرانهتر خوراک میتواند حاشیه سود را تحت فشار قرار دهد. با این حال، پذیرش SAF میتواند به دلیل هزینههای بالا، رقابت خوراک با RD و اعتبارات کمتر در مقایسه با RD و اتانول، علیرغم تقاضای قراردادهای هواپیمایی و الزامات اتحادیه اروپا، همچنان کند باقی بماند. در همین حال، نوسانات اعتباری استاندارد سوخت کم کربن و قوانین جدید افشای آب و هوا در کالیفرنیا در کنار ابتکارات آتی سوختهای تجدیدپذیر در واشنگتن، نیومکزیکو و نیویورک میتواند فرصتهای آربیتراژ منطقهای ایجاد کند و در عین حال پیچیدگی انطباق را برای پالایشگاهها افزایش دهد.

چشمانداز صنعت نفت و گاز ۲۰۲۶
چابکی، انضباط و تثبیت در نفت و گاز
بخش نفت و گاز با یک لحظه محوری روبرو است، زیرا روندهای جهانی، تغییرات سیاستی و تغییرات سریع فناوری، چالشها و فرصتهایی را ایجاد میکنند. پیمایش در این محیط مستلزم بهرهگیری از نقاط قوت داخلی آزمایششده در طول زمان و در عین حال رهبری فعال در میان اختلالات است.
پیمایش ناشناختهها: عدم قطعیتهای مداوم پولی، تجاری و ژئوپلیتیکی در سال 2026 میتواند به سرعت احساسات بازار و اولویتهای سرمایهگذاری را تغییر دهد و سازگاری و برنامهریزی مبتنی بر سناریو را ضروری سازد. طبق سناریوی پایه Deloitte، تولید ناخالص داخلی ایالات متحده میتواند در سال 2026، 1.4 درصد رشد کند و میانگین نرخ تعرفه واردات کالا میتواند با 12.5 درصد افزایش به 15 درصد برسد.
تکیه بر نقاط قوت آزمایششده در طول زمان: انضباط سرمایه و بازده سهامداران همچنان هسته اصلی تابآوری این صنعت هستند. با این حال، رشد مبتنی بر سیاست ممکن است برخی از شرکتها را به ریسکپذیری بیشتر ترغیب کند در حالی که برخی دیگر، خویشتنداری مالی را تقویت میکنند و نشاندهنده چشمانداز استراتژیک متنوعتر و تطبیقپذیرتر در سال 2026 هستند.

چشمانداز صنعت نفت و گاز ۲۰۲۶